"هنگامی که چیزی می خواهی،همه ی عالم دست به دست هم می دهند تا تو به خواسته ات برسی ." من با تمام وجود به این مسئله ایمان دارم . اما زندگی بر اساس تقدیر شامل مراحلی است که خارج از درک ماست،مراحلی که هدفشان همیشه بازگرداندن ما به راه رویای شخصی مان می باشد ـ یا اینکه مجبور می شویم درس های مهمی بیاموزیم تا سرنوشتمان تحقق یابد .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط سارا
|
نگاه کن٬
نگو که ترانه از دست رفته ست٬
دوباره بکوش٬
بنوش٬
در چشمه هنوز٬
آبی هست .
با دو گام از پل می گذری٬
هیچ چیز به پایان نرسیده ست هنوز .
دست تشنه ات را بالا بگیر و راه بیفت٬
می میری تو اگر باز بمانی .
صدایی هست که می خواند٬ صدایی هست که می رقصد٬
صدایی هست که می رقصد و می گردد٬
بخواه٬
اگر بخواهی٬ تو جهان را می جنبانی٬
دوباره بکوش٬
نگو که قله ی فتح از دست رفته ست٬
زندگی همان رزم است٬
دوباره بکوش .
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط سارا
|
برایت چه بنویسم از مهری که در رودخانه ی قلبم جاریست یا از طوفان سهمگینی که در دلم غوغایی به پا کرده و از اوراقی که سطر به سطر نام تو و عشق تو را در خود جای داده "ای مهربانترین" دفترم صد برگ دارد و من هر صفحه را با نام تو و یاد تو پر کرده ام و سرانجام به زیباترین نکته ی هستی رسیده ام .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط سارا
|

در قاموس ما نامی از شکست نیست که آنچه دیگران شکست می پندارند برای ما تجربه ای است تازه برای شروعی تازه و عرصه ای است مهیا برای جولان ایمان و اراده ی من و تو، پس ای همچراغی ! لباس نگاهت را عوض کن و همچنان با من ببین .
+
نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط سارا
|
سه چیز در زندگی همه انسان ها وجود دارد ،
اول مهربانی، دوم مهربانی، سوم نیز مهربانی 
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 7:2 بعد از ظهر  توسط سارا
|
از گابریل گارسیا مارکز می پرسند اگه بخوای یه کتاب صد صفحه ای در مورد امید بنویسی چی می نویسی ؟می گه ۹۹ صفحه رو خالی می ذارم صفحه ی آخر سطر می نویسم امید آخرین چیزی است که می میرد .
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط سارا
|
گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد
آری دهد و لیک به عمر دگر دهد
من عمر خویشتن به صبوری گذاشتم
عمری دگر نیاید تا صبر، بر دهد
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط سارا
|
من همه را می بخشم و کینه ای از کسی به دل ندارم و برای تمام مردم آرزوی خوشی و سلامتی و نشاط می کنم . من خود از آرامش کامل برخوردارم، آدم متعادلی هستم و پاک و بی غل و غش و با آرامش و اطمینان به خواب می روم . سکوتی مرا در خود می گیرد و به آرامش مطلق می رسم . می دانم که زندگی شیرین است . من همه مردم را دوست دارم و خیر همه را می خواهم . تمام شب را در آرامش کامل خواهم خوابید و صبح با عشق و امید از خواب بیدار خواهم شد . دایره ای از مهر و محبت به دورم کشیده شده . من از هیچ چیزی نمی ترسم چون خدا با من است . با آرامش به خواب می روم و با خوشحالی بیدار می شوم .
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط سارا
|
از شبنم عشق خاک آدم گل شد صد فتنه و شور در جهان حاصل شد
سر نشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره فرو چکید و نامش دل شد
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 2:2 بعد از ظهر  توسط سارا
|
حرکت کن و منتظر نباش که باد چیزی با خود بیاورد 
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 1:47 بعد از ظهر  توسط سارا
|
یک رهبر بزرگ بیشتر از آن که کاری کند تا دیگران به توانایی های وی ایمان آورند بیشتر کاری می کند تا دیگران به توانایی های خویش ایمان آورند .
+
نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط سارا
|
- آن قدر قوی باش که بتوانی با روزگار رو به رو شوی .
- آن قدر ضعیف باش تا قبول کنی که نمی توانی همه کارها را به تنهایی انجام دهی .
- در مقابل کسانی که به کمک تو احتیاج دارند، بخشنده باش .
- در مورد نیاز های شخصی ات صرفه جو و قانع باش .
- آن قدر عاقل باش تا قبول کنی که در مورد همه چیز آگاهی نداری .
- آن قدر ساده باش که به معجزه اعتقاد داشته باشی .
- شادی هایت را با دیگران تقسیم کن .
- در غم و اندوه دیگران شریک شو .
- راهنمای افرادی باش که راه خود را گم کرده اند .
- هنگامی که تردید داری پیرو کسانی باش که به موفقیت رسیده اند .
- اولین کسی باش که به رقیب پیروزت تبریک می گویی .
- آخرین کسی باش که از رفیق شکست خورده ات انتقاد می کنی .
- برای اینکه دچار اشتباه نشوی، از جایی که قدم بعدیت را می گذاری مطمئن شو .
- از مقصد و هدفت خاطر جمع شو تا مبادا راه غلط را بروی .
- با کسانی که به تو عشق می ورزند، مهربان باش .
و بالاتر از همه، خودت باش .
+
نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط سارا
|
لبخند ٬ نیمی از زندگی است و اگر روزی را بدون لبخند گذراندی ٬ بدان که آن روز تا ابد ٬ ناقص خواهد ماند چرا که لحظه ای قابل بازگشت نیست ! دوستی ها ٬ همواره از لبخند ٬ آغاز و به تبسمی شیرین و یا گاهی تلخ پایان می پذیرد . اگر به لبخند ایمان نیاوری ٬ گل لبخند چون برگی پاییزی بر زمین می افتد و خواهد پژمرد ! لبخند ٬ همواره قرمز است و نشاط و طراوتش از رنگش پیداست که همچون بوستانی پر گل تو را به خود می خواند تا مهمانش شوی و با قالیچه ی سلیمانش در لحظه ای به تمام دنیا سفر کنی و یا در آیینه ی جادوییش آرزوها را در قالب واقعیتی وصل نشدنی بیابی که به حقیقت پیوسته اند! یک تبسم٬ هرچند کوتاه و گذرا٬ ممکن است خاطراتی را برای تو به ارمغان آورد و در لحظه است که تو توانایی درک معجزه خنده را داری! اگر خنده را فهمیدی٬ نیمی از زندگی در اختیار توست پس به دنبال نیمه ی دیگرش بگرد! خورشید٬ حتی هنگام غم٬ نور خود را به زمین خواهد بخشید .
+
نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط سارا
|
اگر باور داشته باشیم که می توانیم ٬ به طور حتم خواهیم توانست ٬ هر قدر موانع سخت تر و پیچیده تر باشد ٬ لذت تلاش و پیروزی بیشتر خواهد شد .
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط سارا
|