اگر اندکی خود آیی!
خدایا از اینکه یک بار دیگر به من توفیق و فرصت دادی تا از نعمت های زیبای تو بهره بگیرم تو را سپاس می گویم. خدایا امروز که روز نشاط است یک تولد دوباره یافتم. از تو می خواهم به من کمک کنی با آنچه می گویم و می شنوم و کارهایی که انجام می دهم با توکل بر تو و عنایت تو به بهترین صورت ممکن انجام دهم و عاشقانه در هستی متعلق به تو حضور یابم. امروز برای تو حرکت می کنم تمام سعی خود را به کار می گیرم و فردا را به تو می سپارم. خدایا دوستت دارم.
سلام ای آشنای دردهای خوب تنهایی
سلام ای ماه!
ای هم آه
کجایی و چه می جویی تو در این خانه ی رنجور؟...
به جز خواندن مگر راهی است
در این گیتی گمراه
"بخوان" تا که صنوبرها تمامی قامت افرازند
"بخوان" آنانکه خوش خواندند " می رقصند و می نازند"
"بخوان" ای هم صدا با سنبل و سوسن
"بخوان" تا جان شود گلشن...
چرا عاقلان را نصیحت کنیم ؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بی عادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم ؟
به هنگام نیت برای نماز
به آلاله ها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم
چه اشکال دارد در آیینه ها
جمال خدا را زیارت کنیم
مگر موج دریا ز دریا کجاست
چرا بر «یکی» حکم «ثروت» کنیم ؟
پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم
«وجود» تو چون عین «ماهیت» است
چرا باز بحث «اصالت» کنیم ؟
اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم ؟
بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نقل مهر و محبت کنیم
پر از گلشن راز از عقل سرخ
پر از کیمیای سعادت کنیم
بیایید تا عین عین القضات
میان دل و دین قضاوت کنیم
اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم به از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم
برادر چه شد رسم اخوانیه ؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم
بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم
خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گل ها حمایت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت :
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»
قیصر امین پور
امیدوارم که حالتون خوب باشه مثل همیشه !
تا حالا این حالت براتون پیش اومده که بخواین جای یه آدمی باشید ؟
براتون مثال می زنم مثلاْ بعضی از آدما همیشه تو کاراشون موفق هستن ولی شما گاهی اوقات
با شکست رو به رو می شید بعد می گین ای کاش منم مثل فلانی بودم .
امروز من می خوام به شما یاد بدم که درسته که همه ی آدما مثل هم نیستن ولی ما می تونیم هر
طور که دوست داریم باشیم . من خودم همیشه دلم می خواست یه سخنران خوب و یه آدم موفق و
شاد باشم اولش به خودم می گفتم من نمی تونم هر چی سعی می کردم نمی شد و واقعاْ
نمی شد ! بعد ها فهمیدم که راه درستی رو انتخاب نکرده بودم که نشد . هیچ چیزی غیر ممکن نیست من
این و به شما قول می دم . الان دارم سعی می کنم آدمی که دوست دارم باشم و با اطمینان می تونم
بگم که ۳۰٪ به اون چیزی که خواستم رسیدم و هر روز دارم پیشرفت می کنم . پس هیچ کاری نشد
نداره . ما نمی تونیم دیگران و تغییر بدیم ولی خودمون و می تونیم . پس بیایید خود را تغییر دهیم تا
دنیا برایمان تغییر کند ! ![]()
عقل گوید: عشق! عشق چیست؟
دل: مفهوم بودن است!
عقل: بودن، بودن برای چه؟ به کجا؟
دل: به آن بالا!
عقل: تا آسمانها؟
دل: خیلی بالاتر، تا خلوت خاص حضرت عشق!
عقل: چه خوب! من هم می توانم بیایم؟
دل: تو، نه! ولی اگر خود را فراموش کنی، با بال های (ع) (ش) (ق)، آری!
عقل: چگونه؟
دل: (ع) عبیر است، نسیم دلنواز روح.
(ع) عطر دلنشین ایمان به حضرت دوست است.
(ع) عالم معناست، عینیت است، عهد است، عدم است، نیست شدن است و دوباره هستی یافتن!
عقل: این همه معنا دارد؟!
دل: هر کدامشان دنیایی اند، مرحله ایی اند، بوی عطر و عبیر را می شنوی، علاقه مند می شوی، بعد باید دل بکنی، اگر عالم معنا را می خواهی، باید نیست شوی، فنا شوی و بعد ...
عقل: خب، (ش) چیست؟
دل: (ش) شیرینی آشنایی است، شهد است، شراب است، سپس، شکر.
(ش) شمشاد است، قامت بالای دلبر است.
(ش) شقایق است، شوق است، شوق به معشوق را می خواهی، شراب عشقش را بنوش! آنگاه قول دوستی با تو می بندد.
یعنی، همان (ق)، قول الهی، قسم الهی، قلم است و قلم، صنع کردگار است، همه هستی است.
(ق) قدرت رب جلیل است، قاعده ی هستی است، قامت یار است، قول دوستی است، آنچه همه محتاج آنیم!
(ق) قسط است، عدالت است، که عاشق به معشوق می رسد.
می بینی! (ع) و (ق) یکی اند و (ش) شرح این دو است.
همه یکی اند، همه عشق اند! یعنی، بالاترین!
عقل: بالاتر هم هست؟
دل: آری بالاتر هم هست؛ دوست داشتن!
|
ای صمیمی ای دوست گاه و بیگاه لب پنجره ی خاطره ام می آیی دیدنت " حتی از دور " آب بر آتش دل میپاشد آن قدر تشنه ی دیدار توام که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم دل من لک زده است گرمی دست ترا محتاجم و دل من به نگاهی از دور میسازد ای قدیمی ای خوب تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم من صمیمانه به یادت هستم |
قبل از همه چیز یه سوال دارم، می خوام بدونم شما چه تعریفی از زندگی دارین؟
هر کس هر نظری در مورد زندگی داره، لطفا بنویسه.
به نظر من زندگی خیلی پستی و بلندی داره البته فکر کنم در این مورد همه با من موافق باشن.
خوب باید با این پستی بلندی ها چطوری کنار بی آیم و زندگی آرمون و خوبی داشته باشیم؟
آیا واقعا می شه اون طوری که دلمون می خواهد زندگی کنیم؟
لطفا هر کسی هر جوابی دوست داره برای این سوالات بنویسه.
ازتون ممنون می شم
حتما جواب بدین.(مهم هست)
من حتما در مطالب بعدی سعی می کنم تا جایی که بتونم جواب این سوالات رو بدم .
به امید بهترین آرزوی ها برای شما عزیزان.
ای نام تو بهترین سرآغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز
هر چیزی یا هر کاری یه دلیلی داره مطمئن باشید، براتون مثالی می آرم تا بهتر متوجه بشین مثلاْ وقتی یک کسی معتاد می شه مطمئن باشید خودش نخواسته و مطمئن باشید دلیلی برای معتاد شدنش داره. بعضی وقتا بعضی چیزا ناخواسته گریبان گیر ما می شن یه جوری که اصلاْ، خودمون متوجه نیستیم که داریم چی کار می کنیم. باید با تمام بدی ها و سختیها مبارزه کرد ولی بعضی وقتا خیلی سخته، انقدر سخت که آدم زیر بار سختی کمرش می شکنه و شکست می خوره ولی هر شکستی آغازیست برای کاری جدید، زندگی تازه و نو و شروعی دوباره، پس چه خوبه که زندگی خوبی رو دوباره از نو شروع کنیم.
امید اینکه همه به آرزوهاشون برسن